اول - دیروز گفتی هفت سین به خانواده ما نمی آد امروز داشتم که با خدا حرف می زدم ازش یه نشونه خواستم که تقدیر ما یعنی من و تو رو تو سال جدید نشون بده یه چیزی مثل خاطره ای که تعریف کردی راجع به عکس مادر...
دوم- هر سال مامان به نیت من و مهدی دو تا ماهی برای هفت سین می خره امسال من رفتم خرید امشب وقتی از ماهی فروش دو تا ماهی خواستم یه کیسه بهم داد که توش سه تا ماهی بود بهم گفت خانم با همون 2000 تومان سه تا ماهی رو بگیر و من گرفتم
آخر- اومدم خونه داشتم هفت سین می چیدم یکهو دیدم اینم نشونه ! امسال دو تا ماهی شد سه تا! خوشحالم و خدا رو شکر می کنم...
عیدت مبارک جان من! امیدوارم سال 91 برای تو و همه کسانی که این یادداشت رو می خوانند سال خوبی باشه...